السيد الخميني
مصباح الهداية 11
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
« مشيّت » مرتبهء اعلاى اراده ، و اراده از اظلال مشيّت است . و آنچه به فيض
--> همچنانكه يونس خبر داده نقل كردهاند كه « أراد و قدّر وقضى » . در حالى كه در برخى از نسخ - از جمله نسخهء چاپى « دفتر نشر فرهنگ أهل بيت » و بعضى از نسخ ديگر - در كلام امام - عليه السلام - و كلام منقول از يونس « قدّر وقضى » مذكور شده است . و مترجمان يا شارحان در آن حيران شدهاند ، و به رواياتى كه در چند صفحهء قبل از آن ذكر شده است مراجعه نكردهاند . در كافى ، باب « في أنّه لا يكون شيءٌ في السماء و الأرض إلّابسبعة » در حديث اوّل اين باب مذكور افتاده است : عِدَّةٌ مِن أَصحابِنا . . . عن أبي عبدِاللَّه - عليه السلام - أنَّه قال : « لا يكونُ شيءٌ في الأرضِ ولا في السَّماء إِلّا بهذه الخصالِ السَّبعِ : بمشيَّةٍ ، وإرادة ، و قدر ، و قضاء ، وإذن ، وكتاب ، وأَجَلٍ » . در روايت دوم اين باب مذكور است ، عن موسى بن جعفر - عليهماالسلام - : « لا يكون شيءٌ . . . إلّابسبعٍ : بقضاء ، و قدر ، وإرادة ، ومشيئة ، وكتاب ، وأجل ، وإذن » . در بعضى از روايات مذكور است : « عن علم ، و قضاء ، و قدر ، ومشيئة » . بايد توجه داشت كه « اراده » اگرچه به معناى مطلق علم نيست ، ولى ارادهء واجب همان علم به نظام اتم است از آن جهت كه نظام اتم مقتضاى ذات ، بلكه عين ذات است . يكى از اساتيد بزرگ ما « اراده » را صريحاً - با وجود اين همه روايات و آيات - نفى كرده است ، به اين دليل كه اراده با « علم » فرق دارد ، و اراده از معانى انتزاعيه است كه بعد از تعلق « قدرت » انتزاع مىشود . و نگفت كه از فعل انتزاع مىشود يا فاعل . و توجه نفرمود كه در هر صفتى از صفات حق معانى كليهء صفات موجود است ؛ نه آنكه مفاهيم صفات متحد باشند ، كما زعمه كثير من المتأخرين . و كثيرى نيز از توجه به اين امر مهم كه فاعلِ فاقد ارادهْ فاعل موجَب و مضطر است غفلت كردهاند . از « كلام » نيز ، به زعم استاد ، « قدرتْ » اراده شده است ، ولى مگر مفهوم كلام و قدرت يكى است . در مقام ذكر امهات أسماء حق به جاى « فاعل » و « جاعل » ، و غير اين دو ، « متكلم » و « قائل » گفتهاند . نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند ( الف ) . الف - ديوان حافظ ، ص 324 ، غزل 257 .